تظاهرات اسرائيلي ها !

صدها اسرائیلی در اعتراض به تصویب بودجه ریاضتی و نیز زندگی تجملاتی نخست‌وزیر اسرائیل در سراسر اراضی اشغالی دست به تظاهرات زدند...

 

به نقل از روزنامه «یدیعوت آحارونوت»، 1500 اسرائیلی روز گذشته (شنبه) در اعتراض به بودجه ریاضتی که سه‌شنبه گذشته به دست کابینه اسرائیل تصویب شده بود، در سراسر اراضی اشغالی تظاهرات کردند.

بر اساس این گزارش، معترضان با پلاکاردهایی در دست جلوی محل اقامت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در بیت‌المقدس تجمع کرده بودند. بر روی این پلاکاردها نوشته شده بود‌؛ «از ثروتمندان بگیرید نه از همه».

«استاو شافیر»، یکی از نمایندگان کنست که همراه با معترضان در بیت‌المقدس راهپیمایی می‌کرد، به روزنامه یدیعوت آحارونوت گفت: بودجه‌ای که وزیر جدید دارایی ارائه کرده، دقیقا شبیه بودجه‌ای است که نتانیاهو ارائه کرده بود، گویی خود او آن را نوشته بود. وی افزود: در این بودجه، اسرائیلی‌ها نادیده گرفته شده‌اند.

به نوشته این روزنامه اسرائیلی، همزمان، برخی معترضان جلوی اقامتگاه خصوصی نتانیاهو در قیساریه تجمع کرده بودند. این افراد با اشاره به 127 هزار دلاری که برای تعبیه اتاق خواب در هواپیمای نتانیاهو هزینه شده بود، تختی بادی را با خود حمل می‌کردند و فریاد می‌زدند؛ «با بی‌بی و لاپید هیچ آینده‌ای وجود ندارد.»

بر اساس این گزارش، پلیس از معترضان خواسته بود، با 200 متر فاصله از اقامتگاه نتانیاهو بایستند؛ درخواستی که تجمع‌کنندگان آن را رد و تاکید کردند هیچ توجیه قانونی برای این درخواست وجود ندارد.

یدیعوت آحارونوت نوشت: در تل‌آویو نیز یک هزار نفر راهپیمایی کردند و علیه اقدامات ریاضتی جدید شعار می‌دادند.

سازمان‌دهندگان این راهپیمایی با اشاره به گزارش‌های اخیر درباره هزینه‌های بالای اقامتگاه‌های نتانیاهو، بر روی فیس‌بوک نوشته‌اند:

«ما از شنیدن تخت‌خواب های لوکس در هواپیماهای نخست وزیر خسته‌ شده‌ایم. ما از شنیدن قول و تعهدها خسته شده‌ایم. ما از دروغ شنیدن خسته شده‌ایم.»

پشت صحنه شهادت نوه شیعه «مالکوم ایکس»

نوه مالکوم ایکس ( رهبر سیاهپوستان آمریکا )که به رغم مخالفت اف‌بی‌آی تلاش داشت به ایران سفر کند، در مکزیک ترور شد! این خبری بود که بعدازظهر روز پنجشنبه به سرعت در رسانه های اجتماعی همچون فیس بوک پیچید ...

آمستردام نیوز که اولین منبع انتشار این خبر بوده آورده است: نوه مالکوم ایکس که در مکزیک به سر می برد کشته شده و سفارت آمریکا در مکزیک نیز این خبر را تایید کرده است. اگرچه هنوز اطلاعات دقیقی از نحوه ترور در دست نیست، اما جسد وی صبح پنج شنبه در حالی پیدا شد که جراحات ناشی از پرتاب شدن از ساختمان و شلیک گلوله در جسدش آشکار بود. ظاهرا پیش از این وی را در «تیجوانا» ربوده بودند.

تلاش ها برای پی بردن به حقیقت ماجرا آغاز شد؛ ظاهرا مالکوم شباز تا چهارشنبه شب با دوستانش از طریق پیامک در ارتباط بوده اما جسد وی صبح پنج شنبه پیدا می شود.

مالکوم شباز، نوه مالکوم ایکس در حالی کشته شده است که چند ماه پیش زمانی که برای حضور در جشنواره فیلم فجر قصد خروج از آمریکا به مقصد ایران را داشت توسط ماموران اف‌بی‌آی دستگیر شد.


* افشاگری نوه مالکوم ایکس درباره علت دستگیری‌اش قبل از سفر به ایران

نوه مالکوم ایکس که هنگام سفر به ایران برای شرکت در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و سخنرانی در کنفرانس هالیوودیسم صهیونیستی توسط نیروهای اف‌بی‌آی دستگیر شده بود با صدور بیانیه‌ای به دستگیری ناعادلانه خود اعتراض کرده و دست به افشاگری زده بود.

مالکوم لطیف شباز با بیان اینکه در آغاز سال 2012 میلادی از تحت تعقیب بودن خود توسط نیروهای مبارزه علیه تروریسم اف‌بی‌آی در نیویورک مطلع شده بود می نویسد: ماموران اف‌بی‌آی در کالیفرنیا، شیکاگو، میامی و بالاخص نیویورک، با مراجعه به دوستان نزدیک و حامیانی که به منزلشان رفت و آمد داشتم خواستار تماس من با اف‌بی‌آی شده و از ساکنان منطقه می‌خواستند مواظب رفت و آمدهایم باشند.

وی با اشاره به اینکه تحت پیگرد اف‌بی‌آی بودن در عین بی‌گناهی سبب می‌شود دیگران از تو فاصله بگیرند می‌افزاید: این مساله سبب تحریک و آزار و اذیت می شود.

اف‌بی‌آی به قصد خنثی کردن توانایی‌های شبکه‌سازی من این اقدامات را انجام داده است. این پیگیری‌های بی مورد اف‌بی‌آی سبب شد به مرور زمان دوستان، مرا نصیحت کنند که اگر گناهی نداری، خودت را به آنها معرفی و با آنها همکاری کن. این در حالی است که من اقدام جنایی مرتکب نشده بودم و از سوی دیگر نمی‌دانستم طرف دیگر ماجرا چه کسی است.

نوه مالکوم ایکس از تماس اف‌بی‌آی با مادرش به شدت انتقاد کرده و این مساله را عامل همکاری اجباری خود با این نهاد امنیتی آمریکا اعلام می‌کند و ادامه می‌دهد: دو مامور مبارزه با تروریسم نیویورک با یکی از آنها خودش را «تام برازیکی» معرفی کرد، نگرانی اف‌بی‌آی را در مورد سفرهای خارجی من بروز دادند.

این در حالی است که من بیش از یک سال در دمشق درس خوانده و زندگی کرده‌ام و اکنون به علت اختلافات موجود میان دولت آمریکا دولت بشار اسد تحت پیگرد اف‌بی‌آی قرار گرفته‌ام. از سوی دیگر در هیأت همراه «سینتیا مک کینی» به همراه دکتر «رندی شرت» به لیبی سفر کرده و یک هفته پیش از مداخله ناتو در سرکوب انقلابیون لیبی با معمر قذافی دیدار داشته‌ام. من همچنین برای شرکت در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و سخنرانی در کنفرانس هالیوودیسم صهیونیستی قصد سفر به تهران را داشتم و موضوع سخنرانی‌ام در این کنفرانس رابطه خشونت مدرن و تروریسم و جلوگیری از درگیری مذاهب و مردم بوده است.

نوه مالکوم ایکس که پس از اقدام برای تهیه ویزا، 2 روز پیش از سفر به تهران توسط اف‌بی‌آی دستگیر به اتهام سرقت و جعل هویت دستگیر و بازداشت شده و پس از یک هفته با برگزاری جلسه دادگاه اتهام ساختگی سرقت که تنها برای ممانعت از خروج وی مطرح شده بود از او برداشته می شود، وی به جرم دادن اطلاعات غلط درباره هویتش به هنگام دستگیری به 90 روز زندان محکوم می‌شود که این مدت نیز به 2 هفته تقلیل می‌یابد.

این در حالی است که در مدت زمان دستگیری شباز تنها شبکه خبری پرس تی‌وی جویای او می شود.

مالکوم از آوریل 2012 و حتی پیشتر از آن در مصاحبه با خبرنگاران این شبکه درباره مسائل بین المللی شرکت کرده و حتی قصد سفر او به ایران و شرکت در کنفرانس در نتیجه همین ارتباط بوده است.

از سوی دیگر وی از 15 تا 18 ژانویه در برنامه های مختلف پرس‌تی‌وی حضور داشته و پیش از عزیمت به مقصد ایران یکی از شبکه های تلویزیونی آمریکا مستندی جعلی از زندگی مادر بزرگ و پدربزرگ وی به نام «بتی و کورتا» نمایش می‌دهد که به عقیده شباز متعصبانه و غیرواقعی است و در نهایت به احساس تنفر از خانواده مالکوم ایکس منجر می شد.

مالکوم معتقد است پخش این مستند با هدف ترور شخصیت او پیش از حذف فیزیکی‌اش صورت گرفته است.

نوه مالکوم ایکس در بیانیه خود به آزار و اذیت ماموران پلیس به بهانه‌های مختلف و ایجاد مزاحمت برای وی و خانواده‌اش اشاره می‌کند و می‌نویسد: از اوایل سال جدید میلادی به بهانه‌های مختلف واهی مورد آزار و اذیت توسط پلیس و اعمال قانون و جریمه قرار گرفتم. از جمله عبور نابجا از عرض خیابان! پلیس همچنین بی جهت جلوی مرا در خیابان می‌گرفت و سوالاتی می‌پرسید. همچنین در خیابان و در انظار عموم همچون مجرمین با من برخورد می‌کرد و خواستار بازدید بدنی‌ام شده بود. همچنین به علت استفاده از غذای رستورانی متعلق به شهردار میدلتون در نیویورک به تعصب ورزیدن به شهردار و حمایت از وی متهم شدم.

این در حالی است که افسر پلیس هنگام دستگیری وی مقدار پولی که به همراه داشته است را از او دزدیده است. پلیس همچنین او را به سلول سردی انداخته و پس از برگزاری دادگاه او را به زندان شهر اورنج منتقل می‌کند.

وی در پایان بیانیه خود آورده است: با وجود این شواهد در واقع من توسط ماموران فدرال دستگیر نشده‌ام، بلکه توسط پلیس شهر میدلتون که از زیرمجموعه های پلیس نیویورک است دستگیر شدم. من همچنین به مکان نامعلومی منتقل نشدم بلکه مرا به زندان شهر اورنج از توابع گوشن نیویورک منتقل کرده بودند. در زمان حبس در این زندان تا برگزاری جلسه دادگاه به من اجازه ندادند سلامتم را به خانواده‌ام اطلاع دهم. آنها در واقع مرا ربوده بودند. تا امروز کسی از حال و روز واقعی من خبر نداشت. حتی گزارش‌های شبکه پرس تی‌وی نیز با هدف اختلاف افکنی پخش نمی‌شد، چراکه بنا بر این بود که من در تهران با آنها ملاقات کنم. از سوی دیگر با وجودی که برنامه‌های این شبکه مخاطبان بیشماری در سراسر دنیا دارد و من نیز یکی از مخاطبان و مهمانان این شبکه هستم، هیچ رابطه خاصی با مسئولین این شبکه نداشته و ندارم؛ آنها نیز مشورت خاصی از من برای برنامه‌هایشان نمی‌گیرند.

این در حالی است که پیشتر اعلام شده بود مالکوم لطیف شباز، نوه مالکوم ایکس بهنگام سفر به ایران برای شرکت در کنفرانس هالیوودیسم صهیونیستی توسط پلیس فدرال دستگیر و به نقطه نامعلومی انتقال داده شده است.

احتمال می رود مالکوم شباز برای سفر به ایران به کشور مکزیک رفته باشد زیرا برای ادامه دروس حوزوی در حوزه علمیه قم برنامه ریزی کرده بود.

آنچه مسلم است به نظر می رسد مقامات آمریکایی نمی خواهند نوه یک مبارز مسلمان آمریکایی که هنوز در یاد و قلب سیاهپوستان است به عنوان یک جوان حوزه رفته و شیعه از ایران به آمریکا برگردد.




جروزالم پست: پیشبرد مذاکرات هسته‌ای به نتیجه انتخابات ایران بستگی دارد

روزنامه جروزالم پست اسرائیل در گزارشی مدعی شد تا پایان انتخابات خرداد ۹۲ در ایران و تعیین رئیس جمهوری جدید این کشور امیدی به پیشبرد مذاکرات هسته‌ای وجود ندارد.

 

به نقل از روزنامه جروزالم پست، «کاترین اشتون» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درحالی به دیدار مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ایران در استانبول می‌رود که به دلیل در پیش بودن انتخابات ایران امید کمی برای پیشبرد مذاکرات وجود دارد.

جروزالم پست مدعی شد: درحالی که فشارهای بین‌المللی علیه برنامه هسته‌ای ایران رو به افزایش است اما جمهوری اسلامی در حال حاضر بر انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن(خرداد) متمرکز است و حصول توافق در مذاکرات بعید به نظر می‌رسد.

براساس این گزارش، در وین، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران خواست درباره مجوز بازدید از سایت مشکوک هسته‌ای کارشکنی‌ها را متوقف کند. این درحالی است که ایران قویا فعالیت مرتبط با ساخت سلاح هسته‌ای در سایت نظامی پارچین را رد کرده است.

این گزارش افزود: با این وجود، امشب در استانبول کاترین اشتون با سعید جلیلی که در حال حاضر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز است درباره رسیدن به توافق مذاکره می‌کنند.

روزنامه جروزالم پست نوشت: هرگونه اقدامی در بن بست مساله هسته‌ای ایران در حال حاضر به انتخابات غیر قابل پیش بینی 24 خرداد و انتخاب جانشین «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهوری کنونی ایران بستگی دارد.

آشنايي با يار منطقه اي اسرائيل (2)

نگاهي به وضعيت ارتش اردن

کشور کوچک اردن به دلیل موقعیت خاص استراتژیک از جمله همسایگی با کشورهایی همچون عراق، سوریه، عربستان و داشتن بیش از 600 کیلومتر مرز مشترک با فلسطین و سرزمین‏های اشغالی، همواره یکی از کشورهای حساس و مهم منطقه خاورمیانه محسوب شده و از همین رو دارای ارتش قدرتمند و کارآمدی است ...


ارتش اردن بر اساس آمارهای رسمی، در مقایسه با ارتش کشورهای منطقه یکی از قدرتمندترین ارتش‏های منطقه است. ارتش اردن برای نخستین بار در سال 1921 توسط عبدالله بن الحسین موسس کشور مستقل اردن جهت پیکار با نیروهای عثمانی شکل گرفت و از سال 1923 به آن لقب ارتش عربی را داد.
 
این ارتش متشکل از 3 بخش نیروی هوایی، نیروی زمینی و نیروی دریایی است.  ارتش اردن همچنین یک نیروی ویژه نیز دارد و وظیفه آن مبارزه با تروریسم، امنیت داخلی و امنیت مرزهاست.


 
تا پیش از سال 1994 میلادی، خدمت سربازی برای مردان اردنی اجباری بود و شهروندان مرد اردنی از سن 17 سالگی به بعد باید دوران خدمت سربازی اجباری خود را در ارتش سپری می‏کردند ولی این مساله پس از امضای پیمان صلح میان اردن و رژیم صهیونیستی (موسوم به وادی عربه) در سال 1994 میلادی لغو شد و اکنون چیزی به نام خدمت سربازی در اردن وجود ندارد.
 
در همان زمان نیز خدمت سربازی برای بانوان اجباری نبود ولی علاقمندان و داوطلبان زن می‏توانستند جهت خدمت در امور غیر جنگی و نظامی وارد ارتش شوند.
 
در حال حاضر حدود 10% از بودجه کل کشور اردن صرف ارتش این کشور می‏‌شود و کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و رژیم صهیونیستی سلاح‌‏های مورد نیاز ارتش اردن را تامین می‏‌کنند.


 
هم‏ اکنون 300 هزار نفر در ارتش اردن مشغول فعالیت هستند و با توجه به جمعیت کم این کشور (حدود 7 میلیون نفر)، این تعداد رقم قابل توجهی است.
 
از مجموع نیروهای ارتش اردن، بخش قابل توجهی در مرزهای عراق، سوریه و کرانه باختری مستقر هستند و کنترل مرزها و امنیت آن را بر عهده دارند.
 
یکی از فعالیت‏های ارتش اردن، مشارکت در عملیات‏های خارجی است ولی این مساله همواره سبب نارضایتی شهروندان کشور شده است.
 
شهروندن اردنی معتقدند در بازی سیاسی کشورهای غربی، اردن هیچ نقشی ندارد و از همین رو نباید فرزندان کشور را جهت همکاری با نیروهای خارجی، عازم ماموریت کرد.
 
به عنوان مثال، نیروها اردنی در گروه‏های موسوم به حافظ صلح مشارکت فعالی دارند و بر اساس اعلام مرکز استراتژیک IRM، از هر 14 ارتشی اردن، یک نفر در عملیات‏های نیروهای حافظ صلح مشارکت دارد.
 
یکی از بزرگ‏ترین مشارکت‏های ارتش اردن در چنین عملیات‏هایی، حضور در افغانستان است.


 
هرچند حکومت اردن می‏‌کوشد تا اخبار مربوط به اعزام نیروهای ارتش به ماموریت‌‏های خارجی را اعلام نکند ولی هر از گاهی انتشار کشته شدن سربازان و نیروهای ارتشی اردن در خارج از مرزهای این کشور، سبب افزایش نارضایتی شهروندان از این اقدام می‏شود.
 
ارتش اردن همچنین در جریان انقلاب اخیر مردمی در بحرین، با اعزام 500 نیروی کارآزموده به بحرین، در سرکوب انقلابیون این کشور مشارکت کرد.
 
همچنین، ارتش اردن در جریان حمله ناتو به لیبی نیز مشارکت فعالی داشت و با وجود تمام اعتراضات صورت گرفته به این اقدام در کشور، همچنان اصرار به حضور در چنین فعالیت‏هایی دارد.
 
البته ارتش اردن در میان کشورهای عربی بیشترن میزان مشارکت در جنگ‏ها را دارد و در اکثر جنگ‏هایی که شرکت کرده، پیروز شده است.
 
به عنوان مثال، ارتش اردن پیش از امضای پیمان وادی عربه، چند بار با رژیم صهیئونیستی جنگید و در تمامی آن‏ها پیروز شد.
 
اما مهم‏ترین پیروزی ارتش اردن در پیکار با صهیونیست‏ها مربوط به جنگ "کرامه" است.

این جنگ در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۶۸ در روستای کرامه اردن میان رژیم صهیونیستی ارتش اردن رخ داد و در آن چریک‌های سازمان آزادی‌بخش فلسطین نیز به ارتش اردن کمک کردند.
 
در سحرگاه روز 21 مارس 1968 میلادی، نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی به بهانه سرکوب نیروهای فدائی فلسطین، با حمله به اردوگاه "کرامه" در 5 کیلومتری مرز اردن و سرزمین‏های اشغالی، قصد تضعیف مقاومت فلسطین را داشتند ولی غافل از اینکه تنها پس از گذشت 16 ساعت از آغاز جنگ، بزرگ‏ترین شکست در تاریخ جنگ‏های رژیم صهیونیستی رقم خواهد خورد.
 
این جنگ برای رژیم صهیونیستی بیش از 70 کشته و بیش از 100 مجروح به همراه داشت و نیز 45 دستگاه تانک، 25 نفربر، 27 دستگاه سنگین جنگی و 5 هواپیما را از دست داد. اما در مقابل، این جنگ برای نیروهای اردنی 20 شهید، 65 مجروح و انهدام 10 تانک و 2 توپ را به همراه داشت.
 
از این نبرد در جهان عرب به عنوان یک پیروزی درخشان یاد می‌شود که پس از شکست سنگین اعراب در جنگ شش روزه ارزشی مضاعف یافت.
 
جنگ کرامه اولین پیروزی کامل یک ارتش عربی در جنگ با صهیونیست‏ها بود و سبب شد اسطوره "ارتش شکست ناپذیر اسرائیل" فروبشکند.
 
البته پیش از جنگ کرامه، ارتش اردن در فاصله سال‏های 1948 تا 1967 نیز چند مرحله به طور جزئی با اسرائیل جنگیده بود ولی میزان پیروزی اردن در این جنگ‏ها به اندازه نبرد کرامه نبود.
 
از جمله این جنگ‏ها، نبرد "سموع" در منطقه "الخلیل" کرانه باختری رود اردن بود که منجر به شکست نیروهای نظامی اسرائیل شد.
 
البته ارتش اردن پس از به قدرت رسیدن عبدالله دوم پادشاه کنونی این کشور، از لحاظ ساختاری کاملا متحول شد و توانست قدرت نظامی خود را بیش از پیش تقویت کند.
 
عبدالله دوم که خود یک نظامی است و دوره های نظامی و چریکی را در آمریکا و انگلیس گذرانده، از زمان به سلطنت رسیدن خود توجه خاصی به ارتش کشورش کرده و تقویت قوای نظامی اردن، به یکی از اولویت‏های وی بدل شده است.

 
ارتش اردن همه ساله از طریق انتشار آگهی، اقدام به جذب نیرو می‏کند ولی نکته حائز اهمیت این است که صرفا شهروندان اردنی الاصل می‏توانند جذب ارتش اردن شوند و فلسطینی الاصل‏های اردن که حدود 70 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‏دهند، حق عضویت در ارتش کشور را ندارند.

آشنایی با یار منطقه‌ای اسرائیل

اردن کشوری است عربی که از شمال با سوریه همسایه ‌است

در نوار مرز غربی اردن، رود اردن جاری است که این کشور را از سرزمین های اشغالی جدا

می‌کند. شهرهای عمده اردن (امان) پایتخت در شمال غربی و شهرهای اربد و الزرقا در شمال

هستند

برای تبیین خلاصه ابزارهای قدرت در اردن می توان گفت که کاخ پادشاه و خانواده حاکم، با قدرت مطلق خود سازمان‌های امنیتی، قبایل و ارتش، ارتباط با قدرت‌های جهان عناصر قدرت و پایه سیاسی نظام اردن را تشکیل می‌دهند. این کشور البته راهکار مخصوص به خود برای دور زدن مشکلات داخلی دارد و از تغییر کابینه به عنوان تاکتیکی برای عبور از بحران استفاده می‌کند، در این راستا اردن در 13 سال گذشته، 79 کابینه تشکیل داده است.



ملک عبدالله دوم از زمان روی کار آمدن خود سیاست درهای باز را در مقابل غرب در پیش گرفت، وی که فارغ التحصیل دانشگاه های غربی بود، به سرعت روابط حسنه خود با غرب را تقویت کرد و هر مانعی را در این راه از پیش روی خود برداشت.

اردن در ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۴ موافقت نامه عدم تجاوز با اسرائیل را در واشنگتن دی سی (بیانیه واشنگتن) امضا کرد. ملک حسین پادشاه اردن و اسحاق رابین در مورد این پیمان به مذاکره پرداختند. اردن و اسرائیل در ۲۶ اکتبر ۱۹۹۴ پیمان صلح وادی عربه را با حضور بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا و وارن کریستوفر وزیر امور خارجه دولت او منعقد کردند. آمریکا در مذاکرات توسعه و آبادانی سه جانبه اردن و اسرائیل که اهم موضوعات آن استفاده مشترک از آب و امنیت، مشارکت در بهبود دره نشستی اردن، پروژه‌های زیرساختی، تجارت، امور مالی و موضوعات مرتبط با بانکداری بوده، مشارکت کرده‌ است.

اردن همچنین در مذاکرات صلح چند جانبه مشارکت داشته ‌است. اردن عضو سازمان ملل و بسیاری از آژانس‌های تخصصی و وابسته به آن، از جمله سازمان تجارت جهانی (WTO)، سازمان هواشناسی جهانیIMO))، سازمان غذایی و کشاورزی جهان (FAO)، سازمان بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و سازمان بهداشت جهانی (WHO) است. همچنین اردن عضو بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول (IMF)، سازمان کنفرانس اسلامی (OIC)، جنبش غیر متعهدها (NAM) و اتحادیه عرب است. از زمان شروع انتفاضه الاقصی در سپتامبر ۲۰۰۰، اردن در گردهمایی‌های زیادی سخت تلاش کرده‌است تا با هدف میانه روی و اعتدال ارتباط بین اسرائیل و فلسطین را پا بر جا نگه دارد و طرفین را به مذاکرات معوقه موضوعات مرتبط با وضعیت نهایی منطقه بازگرداند، اما در این راه موفقیتی به دست نیاورده است.

محیط دینی اردن تنها متعلق به اخوانی‌ها و سلفیون نیست. در کنار این دو جریان، صوفی‌ها جایگاه سوم را به خود اختصاص داده‌اند.

به اینها باید "گروه تبلیغ و دعوت" و جریان شیعه و ... را نیز اضافه کرد. واقعیت این است که سلفی‌ها و اخوانی‌ها در جامعه اردن حرف بیشتری برای گفتن دارند. صوفی ها، بیشتر با ثروتمندان این کشور تعامل دارند و در آرامش خود، بدون آنکه ارتباط چشمگیری با طیف مسلمان داشته باشند به فعالیت خود ادامه می‌دهند. همین وضعیت را "گروه تبلیغ و دعوت" دارند . در این میان جریان شیعه در انزوا به سر می برد، چرا که بنا به دلایل مهم سیاسی و منطقه‌ای با موج روزافزون عداوت و دشمنی دولتی روبرو هستند.

جریان های سیاسی

جریان ملی اردن

جریان ملی اردن را باید ائتلافی میان احزاب و شخصیت‌های بارز سیاسی اردن برشمرد که می‌خواهند نقشه حزبی این کشور را تغییر دهند که در اختیار «جماعت اخوان المسلمین» این کشور است.

رهبری این حزب را سیاستمداران بزرگ و کهنه‌کار اردن بر عهده دارند و از معروف‌ترین این شخصیت‌ها می‌توان به «فایز طراونه»، نخست وزیر اسبق، «عبدالهادی المجالی» رئیس پارلمان و تعدادی از وزرای با نفوذ پیشین اردن اشاره کرد.

ناظران سیاسی اردن معتقدند که این حزب به مهمترین رقیب «جبهه عمل اسلامی اردن» شاخه سیاسی جماعت اخوان المسلمین تبدیل خواهد شد.

جبهه عمل اسلامی

حزب «جبهه عمل اسلامی» اردن شاخه اخوان المسلمین در سال 1945 میلادی تاسیس شد و بزرگترین حزب موجود در کشور اردن است که دارای مجلس شورا، دبیرکل و ساختار بزرگی است که در انتخابات پارلمانی سال 2007 توانست 6 کرسی از کرسی‌های پارلمان این کشور را از آن خود کند.
تعداد نمایندگان این حزب در پارلمان چهاردهم اردن 2003 - 2007، هفده نماینده بود و به دلیل کاهش شدید نمایندگان راه یافته از این حزب به پارلمان که ناشی از تقلب گسترده صورت گرفته در انتخابات بود، این حزب جنجال سیاسی بزرگی در اردن به راه انداخت و اعضای حزب، دولت و دیگر احزاب را متهم به تقلب در انتخابات و خرید رأی کردند.
جبهه عمل اسلامی اردن بزگترین طیف مخالف دولت است که همواره سیاست‌های ضد صهیونیستی را در دستور کار خود دارد و بزرگترین تنش میان این حزب و دولت اردن بر سر پیمان صلح با رژیم صهیونیستی است.


حزب کمونیست اردن

این حزب در سال 1955 میلادی تاسیس شد و یک سال بعد توانست دو نماینده را به پارلمان روانه کند. در سال 1970 در اثر فشار احزاب کمونیست منطقه به ویژه کمونیست‌های فلسطین، یک نیروی کمونیست واحد با نام «انصار» شکل گرفت که متشکل از کمونیست‌های اردن، سوریه و عراق بود تا بتوانند در مقابل کمونیست‌های فلسطینی الاصل که تعدادشان زیاد بود، حرفی برای گفتن داشته باشند. اما این گروه مدت زیادی طول نکشید که از هم متلاشی شد و بار دیگر حزب کمونیست اردن به طور مستقل به کار خود ادامه داد.

طی چند دهه فعالیت این حزب، افراد زیادی تحت تاثیر شعارهای موجود جذب آن شدند، ولی در سال 2005 میلادی بیشتر اعضای این حزب از جمله جوانان و دانشجویان از عضویت در آن استعفا دادند و اعلام کردند واقعیت موجود در حزب آن چیزی نبود که آنان به دنبالش بودند و بنابراین دیگر مشروعیت لازم را ندارد و تنها راه ممکن، انصراف از ادامه همکاری در آن است.


هرچند در سال 2005 بیشتر اعضای این حزب جدا شدند، ولی رهبران آن همچنان به دنبال ادامه راهکاری جهت جذب افراد جدید هستند.


حزب بعث عربی

این حزب در حقیقت نشأت گرفته از اندیشه فکری حزب بعث عربی سوسیالیستی سوریه است. این حزب در سال 1993 میلادی و به دنبال اتحاد حزب عربی سوسیالیسم و حزب بعث عراق تشکیل شد، ولی هیچگاه نتوانست محبوبیت لازم را در میان سیاستمداران و جوانان یا دانشجویان پیدا کند و سقوط نظام صدام که بزرگترین حامی حزب بعث بود، ضربه سنگینی بر پیکره این حزب وارد آورد و آن را از درون متلاشی کرد.


حزب دموکراسی اردن

نام اصلی این حزب، حزب چپ مارکسیست اردن است که در سال 1993 میلادی تاسیس شد، این حزب در حقیقت امتداد فکری جبهه دموکراسی آزادی‌بخش فلسطین در اردن است.

برنامه‌ها و خط فکری این حزب بسیار شبیه به اندیشه مارکسیستی از جمله احقاق حقوق طبقه کارگر و کشاورز، ایجاد اصلاحات اساسی در کشور، مساوات میان زن و مرد، تعمیق دموکراسی بر اساس تعدد احزاب و جناح‌ها است.

این حزب در طول بیش از 15 سال از فعالیت خود نتوانسته جایگاه مناسبی میان شهروندان اردن پیدا کند و به نظر می‌‌رسد، بیشتر اندیشه‌های آنان بر اساس شعار است و هیچ مبدأ عملی ندارد.

ادامه دارد...

مافقط براي تو هورا مي كشيم ...











سلام بر چادرهايي كه تخته سياه كلاس آزادگي



در مدرسه عشق شدند ...

یک سیاست پشت همه ی اقدامات فرهنگی غرب

انگار دشمنان ما در گذشته حرفه‌ای‌تر بودند! چون نمی‌شد به این راحتی ثابت کرد که: «آقا، پشت

این همه فیلم و آهنگ و رمان، دست‌های کثیف سیاست‌مداران غربی و امریکایی خوابیده.» تا

دیروزها، خیلی غیرمستقیم‌تر عمل می‌کردند ! خیلی هنری‌تر و زیرپوستی‌تر رفتار می‌کردند !

حرفه‌ای‌تر بر ناخودآگاه مخاطبان‌شان تأثیر می‌گذاشتند!

اما این روزها خیلی تابلو شده‌اند ...


همه چیز از اسکار "جدایی نادر از سیمین" شروع شد و اوجش هم در اسکار "آرگو" بود. اما بلوغ این رفتار تابلو را باید در آکادمی گوگوش دید که جایزه‌ی بهترین خواننده را به دختری محجبه می‌دهد به نام ارمیا. حرف زدن از پیام این رفتارها دیگر چیز تازه‌ای نیست. اینکه این کارها سیاسی‌ست و اینکه این کارها نشان از ابزاری دانستن هنر از سوی مدعیان هنر برای هنر دارد. اما وقتی به دامنه‌ی این رفتارها نگاه می‌کنیم، به یک چیز جدید می‌رسیم و آن اینکه از پشت پرده‌ی اسکار آرگو تا پشت پرده‌ی ارمیای گوگوش، یک سیاست نهفته است.

وقتی به تمرکزی که در همه‌ی رفتارهای مثلاً هنری و در اصل سیاسی آنها وجود دارد نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اولاً، یک برنامه‌ریز و یک برنامه در کنه این اعمال قرار دارد و ثانیاً، متوجه می‌شویم که تا چه حد این برنامه برای آنها مهم است... تا جایی که اینقدر شتاب زده و عریان، تمنای خویش را فریاد می‌زنند ! اگر در گذشته، موضوعات مختلفی که البته وجه اشتراک‌شان ایران و اسلام بود، مورد توجه سفارش دهندگان آثار هنری غربی قرار می‌گرفت، این روزها تنها یک موضوع در کانون توجه آنها قرار گرفته و آن، رابطه‌ی غرب و امریکا با ایران است

.


معلوم است که این برنامه، تنها یک برنامه‌ریز دارد، اما جالب اینجاست که این برنامه، چقدر برای صاحبانش مهم است. اینکه غرب و امریکا بتوانند با ایران رابطه داشته باشند و حالا با روش‌های مختلف دنبال این هستند که به گوش عالم و آدم برسانند که ما دنبال چه هستیم. یکبار از اسکار مایه می‌گذارند و یکبار از گوگوش !


پي نوشت : مبنا وقتي دين باشه كاملا مشخصه راست و دروغ چيه اما وقتي افراد شدن راست و دروغ چي ميشه ؟ هيچي ...  ميشه همين ... يك روز منافع ملي شون ايجاب ميكنه با يك كشور دوست باشن فردا بهش حمله ميكنن ! يك روز دوستن يك روز دشمن ...

اينطوري هيچ مبنايي يعني هيچ اعتمادي نمي ماند ...طرح مذهب عليه مذهب يكبار در غرب اجرا شده غرب بالا آورده حالا اينا بالا آورده هاي غربو دارن مي خورن !

راهكار اين جماعت براي مبارزه با تشيع اينه كه بيان روي فرم تشيع دست بزارن اينو آروم آروم با اين عنوانها كه دل بايد پاك باشه و فلان تغيير بدن ...

حالا زورم نيستش كه اين كارو اينطوري انجام بدي بيا اينطوري انجام بده ! لزومي نداره اينطوري حجاب داشته باشي اونطوريم ميشه ! اشكال نداره هم حجاب داشته باشي هم آواز بخوني !

اينجاست كه شما بايد بري به طرف عالم ديني ...چون دين براي ما مبناست نه رفتارهاي يك فرد خاص

(بخاطر همين هم هست كه مي بينيم علما و روحانيون مورد شديدترين هجمه هاي دشمن قرار ميگيرن و بايد مدام بهشون توهين بشه به طرف علما رفتن براي اين جماعت بزرگترين شكسته)

نصيحت آخر :

اگه آخر كلكو مي خوايد بيايد اينور : و مكرو مكروالله والله خيرالماكرين

 هيچ كس نمي تونه سر خدا كلاه بزاره اين دين فرق ميكنه اوني نيست كه بتونيد اين بلاهارو سرش بياريدتا زمان داريد بيايد تو گروه خدا  اگه ام خيلي براتون زور داره بريد تا آخر عمرتون مشغول چريدن و نشخوار تفكرات پوسيده ي ماهواره اي باشيد

پیروز اين ميدان در هر صورت ما هستيم

ثبت نام برای اعزام به خط مقدم دفاع از حرمین شریفین زینبیه


بسم الله القاصم الجبارین

فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ ذُو انتِقامٍ
یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
وَ تَرَى الْمُجْرِمینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنینَ فِی الْأَصْفادِ
سَرابیلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‏ وُجُوهَهُمُ النَّارُ

و مپندار که خداوند از آنچه ظالمان انجام می دهند، غافل است، همانا آن ها را برای روزی که چشم ها در آن خیره می شوند، تأخیر انداخته است.
روزی که زمین به زمینی دیگر و آسمان ها نیز مبدل می شوند و همه در برابر خدای یگانه مقتدر حاضر می گردند.
سوره شریفه رعد، آیات 47-48

ادامه نوشته

پروتکل‌ شماره 1

پروتکل‌ها برنامه‏ عملى صهیونیزم جهانی برای تخریب همه جانبه جوامع در عرض یک قرن و سلطه بر آنهاست. در این پروتکل‌ها روشهای صهیونیستها برای تحمیق ملّت‌ها و تسلّط بر آنها بیان شده که از آن جمله می توان به ترویج فساد، سلطه بر رسانه‌ها و اقتصاد جهانی و مبارزه با ادیان اشاره نمود. این پروتکل‌ها برنامۀ استراتژیک ایجاد فتنه و فساد در جهان با هدف نهایی به بردگی کشیدن بشریت است
پروتکل‌ شماره 1  :
 در نظام سیاسى جوامع صهیونیستى، قیودات اخلاقى نباید وجود داشته باشد. حق یعنى زور... به اعتقاد ما حق یعنى اعمال زور.... واژۀ حق یک واژۀ ذهنى است که به هیچ وجه جنبۀ عینی به خود نمى‏گیرد. در نظام سیاسى ما حق این چنین تعبیر مى‏شود: هر آنچه را که مي ‏خواهم به من بده زیرا من از تو قوى‏ ترم. نیازى نیست که ثابت کنم حق از آن کیست. منطق ما زورگویی و متقاعد کردن است. در مسائل سیاسی تنها زور است که پیروز می شود به ویژه اگر رهبران سیاسی بتوانند آن را مخفیانه اعمال کنند. تا زمانی که غیر یهود مانع رسیدن ما به هدفهایمان باشند باید فساد، خیانت و رشوه خواری را رواج دهیم... در شرایط کنونى که تمام قدرتهاى جهان داراى پایه ‏هاى لرزانى هستند، قدرت سیاسى ما داراى پایه‏ هاى استوارى است زیرا وجود آن محسوس نیست. قدرت ما زمانى تجلّى خواهد کرد که هیچ گونه خطرى آن را تهدید نکند. قدرتهاى سیاسى جهان به سبب اِعمال لیبرالیزم دچار مشکلات شدیدى هستند... مناسب ترین نوع حکومت برای یک کشور حکومتی است که در آن قدرت به یک نفر تفویض شود. بدون وجود یک حکومت مطلقۀ مستبد، تمدن نمى‏تواند به حیات خود ادامه دهد و این تمدن تنها به وسیلۀ رهبران و نخبگان بارور مى‏شود نه به وسیلۀ توده‏هاى ناآگاه. تودۀ مردم وحشى است و توحّش خود را در هر موقعیتى نشان مى‏دهد. هنگامى که توده‏ها آزادى به دست آورند، آزادى به صورت هرج و مرج که اوج توحّش است جلوه‏گر مى‏شود... اعتیاد به الکل و افراط در نوشیدن مسکرات مشکلى است که پس از اعطاى آزادى در میان غیریهودیان رواج می یابد. بر ما یهودیها لازم است که(در حکومت خود) در چنین مسیرى گام برنداریم. مردم غیریهودى از همان آغاز جوانى به وسیلۀ عوامل ما بى‏بند و بار و بی اخلاق بار مى‏آیند. عوامل ما عبارتند از: معلمان سر خانه، خدمتکاران، منشى ‏ها و زنانى که در خانه‏ هاى ثروتمندان بچه‏ دارى مى‏کنند. به کمک زنان یهودى، مردان غیریهودى را در عشرت کده ‏ها و محلهاى عیاشى به فساد اخلاقى مى‏ کشانیم و آنها را از جادۀ عفت و پاکدامنى منحرف مى‏سازیم. من این جامعه را که به دست زنان به فساد کشیده می شود، جامعه زنان نام می نهم زیرا در فساد و تجمل پرستی دنباله رو دیگرانند...







کتابی که صهیونیست‌ها را عصبانی می‌کند

نشر سایان در تازه‌ترین اقدام خود کتاب مصور مرجعی با موضوع فلسطین را روانه نمایشگاه کتاب کرده است
«دایره المعارف مصور تاریخ فلسطین» یکی از بهترین کتاب‌های مرتبط با فلسطین و اسرائیل است.

این کتاب با قیمت استثنایی خود یک رخداد تازه در عرصه کتاب مصور خواهد بود. سایان پیش از این «دایره المعارف یهود و صهیونیسم» را راهی کتابفروشی‌ها کرده بود

این دو کتاب برای اولین بار اطلاعات و تصاویر تازه ای از داخل خاک اسرائیل را منتشر کرده و به بیان زوایای جالبی از آداب و رسوم صهیونیستها، یهودیان و فلسطینی ها پرداخته است.




درمقابل آنهایی که بادین دشمنی میکردند ...

بعداز جنگ احد که مسلمانان شکستی در آن جنگ خورده بودند ؛ عمار و یکی از دوستانش با تعدادی از یهودیان مدینه مواجه شدند. یهودیان مدینه همانجا یکی از حملات جنگ نرم خودشان را آغاز کردند، با تمسخر به عمار و رفیقش گفتند : پس وعده نصرت الهی و پیروزی که پیغمبر به شما داده بود ، چی شد ؟ خدا و ملائکه اش کجا بودند که از پیامبر شما که اینقدر مجروح شده دفاع کنند ؟ این همه کشته دادید ؛... حمزه تان و قهرمانانتان به شهادت رسیدند....

رفیق عمار برگشت گفت : لعنت خدا بر شما ، من با شما حرف نمیزنم، شما ایمان آدم را سست میکنید و گذاشت رفت.

اما عمار ایستاد و با آنها سخن گفت ، فرمود : تقصیر ما بود که شکست خوردیم ، به وعده های پیغمبر ربطی ندارد، پیامبر به ما وعده داد که اگر حرف های من را گوش کنید، پیروز میشوید، ما گوش نکردیم ، و شکست خوردیم. اگر گوش کرده بودیم شکست نمیخوردیم.

عمار یاسر خدمت رسول خدا (ص) رسید و حضرت که خبر را شنیده بودند، از عمار گزارش خواستند، پس از گزارش عمار ، رسول خدا (ص) فرمود : رفیق تو که با آنها بحث نکرد آدم خوبی است. اما تو از دین خدا دفاع کردی و تو از مجاهدین فی سبیل الله، که خدا آنان را بر دیگران برتری داده هستی. یعنی توکه انقلابی عمل کردی عضو گروه انقلابیون هستی.

عمار اینگونه است ، عمار در مقابل دیگران ، در مقابل آنهایی که با دین دشمنی میکردند، آرام نمیگرفت...

 

MY  HERO

خداچه پيماني با يهوديان بسته بود


آنها سر انجام همه این پیمان ها را زیر پا گذاردند و -هنوز هم به پیمان شکنى خویش ادامه می دهند- در نتیجه پراکنده و در به در شدند و تا این پیمان‏ شکنی ها ادامه دارد، این وضع نیز ادامه خواهد یافت ...

 

یاد نعمت هاى خدا

یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ (بقره 40)

اى فرزندان اسرائیل! نعمت‏هایم را که به شما ارزانى داشتم، به خاطر بیاورید و به پیمانم (که بسته‏اید) وفا کنید، تا من (نیز) به پیمان شما وفا کنم و تنها از من پروا داشته باشید.

داستان خلافت آدم در زمین و بزرگداشت او از سوى فرشتگان، و سپس فراموش کردن پیمان الهى و خارج شدن او از بهشت و همچنین توبه او را در آیات گذشته بحث کردیم، و از این ماجرا این اصل اساسى روشن شد که در این جهان، همواره دو نیروى مختلف حق و باطل در برابر هم قرار دارند و مشغول مبارزه‏اند، آن کس که تابع شیطان شود، راه باطل را انتخاب کند، سرانجامش دور شدن از بهشت و سعادت و گرفتارى در رنج و درد است، و به دنبال آن پشیمانى.به عکس، آنها که خط فرمان پروردگار را بدون اعتنا به وسوسه‏هاى شیاطین و باطل‏گرایان ادامه دهند، پاک و آسوده از درد و رنج خواهند زیست.

و از آنجا که داستان نجات بنى اسرائیل از چنگال فرعونیان و خلافت آنها در زمین، سپس فراموش کردن پیمان الهى و گرفتار شدن آنها در چنگال رنج و بدبختى، شباهت زیادى به داستان آدم دارد، بلکه فرعى از آن اصل کلى محسوب مى‏شود، خداوند در آیه مورد بحث و ده ها آیه بعد از آن، فرازهاى مختلفى از زندگى بنى اسرائیل و سرنوشت آنها را بیان مى‏کند، تا آن درس تربیتى که با ذکر سرنوشت آدم، آغاز شد در این مباحث تکمیل گردد.

اسرائیل، نام دیگر حضرت یعقوب است که از دو کلمه‏ى «اسر» و «ئیل» ترکیب یافته است. «اسر» به معناى بنده و «ئیل» به معناى خداوند است. بنا بر این اسرائیل در لغت به معناى بنده‏ ى خداست.

تاریخ بنى اسرائیل و اسارت آنان به دست فرعونیان و نجات آنها به دست حضرت موسى علیه السلام و بهانه‏گیرى و ارتداد آنان، یک سرنوشت و تاریخ ویژه‏اى براى این قوم به وجود آورده است. این تاریخ براى مسلمانان نیز آموزنده و پندآموز است که اگر به هوش نباشند، به گفته روایات به همان سرنوشت گرفتار خواهند شد.

در حقیقت سه دستور ذکر شده در این آیه (یادآورى نعمت هاى بزرگ خدا، وفاى به عهد پروردگار، و ترس از نافرمانى او) اساس تمام برنامه‏ هاى الهى را تشکیل مى‏دهد.یاد نعمت‌هاى او انسان را به معرفت او دعوت مى‏کند، و حس شکرگزارى را در انسان بر مى‏انگیزد، سپس توجه به این نکته که این نعمت‌ها بى قید و شرط نیست و در کنار آن خدا عهد و پیمانى گرفته، انسان را متوجه تکالیف و مسئولیت‌هایش مى‏کند، و بعد از آن نترسیدن از هیچ کس و هیچ مقام در راه انجام وظیفه سبب مى‏شود که انسان همه موانع را در این راه از پیش پاى خود بر دارد و به مسئولیت‌ها و تعهدهایش وفا کند، چرا که یکى از موانع مهم این راه ترس‌هاى بى دلیل از این و آن است، به خصوص در مورد بنى اسرائیل، که سال‌ها زیر سیطره فرعونیان قرار داشتند و ترس جزء بافت وجود آنها شده بود.

دوازده پیمان خدا با یهود چه بود؟

آن گونه که از آیات قرآن استفاده مى‏شود این پیمان همان پرستش خداوند یگانه، نیکى به پدر و مادر، بستگان، یتیمان، و مستمندان، و خوشرفتارى با مردم، بر پا داشتن نماز، اداى زکات، دورى از اذیت و آزار، و خونریزى بوده است.

شاهد این سخن آیه 83 و 84 همین سوره است:وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ ... وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ.

در حقیقت این دو آیه اشاره به ده پیمان مختلف است که خدا از یهود گرفته بود، و با ضمیمه کردن آیه 12 سوره مائده (وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ ... وَ قالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ ...) که دو پیمان دیگر دائر به ایمان به انبیاء و تقویت آنان از آن استفاده مى‏شود، روشن مى‏گردد که آنها در برابر آن نعمت هاى بزرگ الهى و تعهدهاى فراوانى کرده بودند و به آنها وعده داده شده بود، که اگر به این ها وفادار بمانید در باغ هایى از بهشت جاى خواهید گرفت که نهرها از زیر قصرها و درختانش جارى است (لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ)

اما متأسفانه آنها سر انجام همه این پیمان ها را زیر پا گذاردند و  -هنوز هم به پیمان شکنى خویش ادامه می دهند- در نتیجه پراکنده و در به در شدند و تا این پیمان‏شکنی ها ادامه دارد، این وضع نیز ادامه خواهد یافت، و اگر مى‏بینیم چند روزى در پناه دیگران سر و صدایى دارند هرگز دلیل بر پیروزیشان نیست، و ما به خوبى مى‏بینیم روزى را که فرزندان غیور اسلام، دور از گرایش هاى نژادى و قومى تنها در سایه قرآن بپاخیزند و به این سر و صداها خاتمه دهند.

خدا نیز به عهدش وفا مى‏کند!

نعمت هاى خدا هیچگاه بى قید و شرط نیست، در کنار هر نعمتى مسئولیتى قرار دارد و شرطى نهفته است. در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم که منظور از" أُوفِ بِعَهْدِکُمْ" این است که من به عهد خودم وفا خواهم کرد و شما را به بهشت خواهم برد."(نور الثقلین، ج 1، ص 72)

در قسمتى از این حدیث ایمان به ولایت على (علیه السلام) بخشى از این پیمان ذکر شده که البته جاى تعجب نیست، زیرا یکى از مواد پیمان بنى اسرائیل قبول رسالت پیامبران الهى و تقویت آنها بود، و مى‏دانیم قبول جانشینان آنها نیز دنباله همان مساله رهبرى و ولایت است که در هر زمان متناسب با آن عصر باید تحقق یابد، در زمان موسى عهده‏دار این منصب او بود و در عصر پیامبر، پیامبر و در زمانهاى بعد على(علیه السلام).

به طور کلی پیمان‏هاى الهى، شامل احکام کتاب‏هاى آسمانى و پیمان‏هاى فطرى که خداوند از همه گرفته است، مى‏شود. در قرآن به مسئله امامت، عهد گفته شده است: «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»(بقره، 124) یعنى‏ پیمان من «مقام امامت» به افراد ظالم نمى‏رسد.پس وفاى به عهد یعنى وفاى به امام و رهبر آسمانى و اطاعت از او. ضمناً در روایات مى‏خوانیم: نماز عهد الهى است. (وسائل، ج 4، ص 110)

نکته پایانی:

جمله" إِیَّایَ فَارْهَبُونِ" (تنها از مجازات من بترسید) تاکیدى است بر این مطلب که در راه وفاى به عهدهاى الهى و اطاعت فرمانش از هیچ چیز و هیچ کس نباید ترس و وحشت داشت، این انحصار را از کلمه" ایاى" که مقدم بر جمله" فارهبون" است استفاده مى‏کنیم.

پیام‏های آیه:

1 ـ یاد نعمت‏هاى پروردگار، سبب محبّت و اطاعت اوست. «اذْکُرُوا» ،«أَوْفُوا» به هنگام دعوت به سوى خداوند، از الطاف او یاد کنید تا زمینه‏ى پذیرش پیدا شود. «اذْکُرُوا»

یاد و ذکر نعمت‏ها، واجب است. «اذْکُرُوا»

نعمت‏هایى که به نیاکان داده شده، به منزله‏ى نعمتى است که به خود انسان داده شود. با اینکه نعمت‏ها به اجداد یهودِ زمان پیامبر داده شده بود، امّا خداوند به نسل آنان مى‏گوید فراموش نکنند. «اذْکُرُوا»

وفا به پیمان‏هاى الهى، واجب است.«بِعَهْدِی»

بهره‏گیرى از الطاف خداوند، مشروط به گام برداشتن در مسیر تکالیف الهى است. «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ» آرى، اگر مطیع خدا بودیم، خداوند نیز دعاهاى ما را مستجاب خواهد کرد. «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ»

در انجام تکالیف الهى، از هیچ قدرتى نترسیم و ملاحظه‏ى کسى را نکنیم.

7-تبلیغات سوء دشمن، ملامت‏ها، تهدیدها و توطئه‏ها مهم نیست، قهر خدا از همه مهمتر است. «وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ»

منبع : تبيان


جامعه گوسفندي !

شهرهای اروپایی آخه تو بگو چه امتیازی دارند؟ چه امتیازی دارند؟ انسان‌ها را تبدیل بکنند به کارمندان مرفهی که باطن زندگیشان بردگی است و ظاهر زندگیشان...

گفتم می‌دانید چرا در آنجا آدم‌ها می‌رقصند اینقدر؟ برای اینکه بردگی‌شان را فراموش کنند، می‌دانید چرا ضرب آهنگ موسیقی‌ها اینقدر آنجا تند می‌شود؟ برای اینکه این بردگی خودشان را فراموش کنند، رنجی که می‌کشند از دنیا را فراموش کنند، می‌دانید چرا آدم‌ها اینقدر عرق می‌خورند مست می‌کنند؟ برای اینکه فراموش بکنند که اینقدر ذلیل هستند. می‌دانید آنجا چرا اینقدر عکس و فیلم می‌اندازند با اِفِ می‌ایستند لبخند ژوکند می‌زنند، هی عکس می‌گیرند؟ فقط برای اینکه خوشبختی‌شان در همین لحظه عکس است و این لبخندی که هست، حقیقت و خوشبختی در وجودشان نیست، آدم‌ها سرد هستند، عشق در وجودشان نیست .....


می‌گویند که: این اروپایی‌ها درست است یک چیزهایی‌شان بد است، ولی یک چیزهایی‌شان هم خوب است. میپرسم چه چیزشان خوب است؟ می‌گوید ببین نظم خیابان‌هایشان، مردم‌شان به هم راست می‌گویند. شما هم شنیدید از این حرف‌ها به هم می‌زنند؟ می‌گویند مردم‌شان به هم راست می‌گویند، آنجا دروغ نمی‌گویند به همدیگر. خب امیرالمؤمنین شنیدی چی گفت؟ فرمود که: کار خوب در جامعة بی‌دین به درد نمی‌خورد. شما حالا توضیح بده. توضیح بده دیگر، جا بیافتد.

این‌ها راستگویی یک گوشة فرهنگ جامعه‌شان هست، ولی هزار تا بدبختی، هزار گوشة دیگر جامعه‌شان از نظر اخلاقی و معنوی هست، به حدّی که خانواده‌ها منقرض، روحیه‌ها درب داغون، بفرمایید فساد از در و دیوار بالا گرفته، دیگر بچه‌دار نمی‌شوند، هفتاد درصد ولد زنا هستند، پدر مادر ندارند، هفتاد درصد مردم نمی‌دانند بابایش کی است، و بعد روان‌پریشی و بعد... این‌ها همه‌اش نتیجه‌اش است.

امیرالمؤمنین راست می‌گوید دیگر، می‌فرماید که بابا کار خوب آن‌ها فایده ندارد، ببین فایده ندارد، دیدی فایده ندارد؟ دیدی؟ دیدی برای خودشان که فایده نداشت. مثل گرگ هم می‌افتند به جان مردم عالم، پاره پاره می‌کنند. عین گرگ، گوسفندها را پاره پاره می‌کنند.

 اگر آنجا خوبی هست برای چی خوبی هست؟ آقا به هم راست می‌گویند. برای چی راست می‌گویند؟ برای این که هیچ چیزی ارزش ندارد. خب چرا دروغ بگویند؟ خانمِ می‌رود با یک آقای دیگر شب را تفریح می‌کند، صبح می‌آید به شوهرش می‌گوید که من با یک کسی، یک آقای دیگر رفتم تفریح کردم. آن هم می‌گوید خب خسته نباشی.

اصلاً این چیزها بد و خوب ندارد. وقتی که بد و خوب ندارد آدم مریض است مگر دروغ بگوید؟ گوسفندها دروغ می‌گویند؟ شما به من جواب بدهید. بله؟ نه، باید بگویی، این جوری موغور نیایی نمی‌شود که. بعداً می‌گویی من که نگفتم بله. آقا گوسفندها دروغ می‌گویند؟ نه دروغ نمی‌گویند. خب این دروغ نگفتن گوسفند ارزش دارد ما برویم گوسفند بشویم؟

وقتی یک زندگی گوسفندی پیدا بکنند، که آقا، رفتند در یکی از آن دانشگاه‌هایشان، می‌گویم این هم‌جنس‌بازها. طرف ناراحت شده، در جلسه می‌گوید که شما چرا اهانت می‌کنید؟ می‌گویم چرا؟ من اهانتی نکردم، من که فحش‌شان ندادم. می‌گوید اصلاً چرا گفتی هم‌جنس‌باز؟ بگو هم‌جنس‌گرا. این هم‌جنس‌باز یک توهین است، بابا شما چقدر احترام می‌گذارید برای همه!

و در همان جلسه به مقدّسات ما توهین می‌کردند، همان آدم‌ها. می‌خواستم بهش بگویم ببین تو به امام زمان من اهانت می‌کنی، بدترین حرف‌ها را برداشتی زدی، آنوقت من می‌گویم هم‌جنس، این یک بام و دو هوا، این مسخره‌بازی‌هایتان را جمع کنید تو رو خدا! ما بچة تهران هستیم فکر می‌کنم. ما بچة تیزی هستیم. یک دانه گوسفند وسط خیابان سر می‌برّید، پلیس می‌آید می‌گیردت، می‌گوید آقا خلاف حقوق بشر است. آقا تو یک گوسفند سر بریدی، جریحه‌دار شد روح‌ها، آنوقت مثل رگبار می‌بندند، عین گوسفند آدم می‌کشند این طرف و آن طرف دنیا، به روی خودشان نمی‌آورند.

صداقت توأم با بی‌ارزشی، انسان‌دوستی توأم با نفاق، حال آدم را بهم می‌زند! والله به خدا شخصیت صدّام پلید ملعون از آن‌ها بهتر است. سگِ این صدّام از رئیس جمهورها و نخست‌وزیرهای اروپایی شرف دارد. این هر چی بود همینی بود که هست.

می‌گوید آقا خیابان‌هایشان منظم است. من به شما بگویم خیابان‌های آمریکایی و به اصطلاح کشورهای اروپایی چرا منظم است. یک: مردم‌شان عرق می‌خورند، گوشت خوک می‌خورند، قمار بازی می‌کنند، هرزگی و زن‌بارگی دارند و زن‌هایشان هم دیگر زن و مرد اصلاً ندارد. در روایات داریم این گناه‌ها آدم را ترسو و بزدل بار می‌آورد. وقتی ترسو و بزدل شد، پلیس سر چهار راه پخ می‌گوید این می‌ترسد. می‌گوید چشم. آنوقت تو فکر می‌کنی این شخصیت دارد منظم است. مردشور شخصیتش را ببرند.

کسی که تفریحش در کازینو است، کسی که لذت بردنش از مشروبات الکلی است، این مقابل پلیس جان و جگر ندارد بایستد. لذا شما برو آنجا ببین پلیس چه سلطنتی می‌کند، با چه وحشی‌گری‌ای! تازه آن وحشی‌گری‌ها نباشد این‌ها می‌خورند همه همدیگر را!

می‌گوید آقا در ایران چرا دروغ می‌گویند؟ آقا بله خب یک دروغ‌هایی می‌گویند. اولاً به این دلیل دروغ می‌گویند که اینجا یک چیزهایی ارزش دارد، جامعة ارزشی دروغ هم درش باب می‌شود. طرف می‌گوید: پسرم نماز خواندی؟ می‌بیند اگر بگوید نه، بابایش ناراحت می‌شود، می‌گوید آره خواندم. دروغ می‌گوید. معلوم می‌شود این آدم گوسفند نیست یک، جامعه‌اش هم گوسفندی نیست، ارزش‌ها درش حاکم است. ما باید برگردیم به جامعة گوسفندی، یا باید برگردیم برویم به یک مرحلة بالاتر. ما دنبال این هستیم که برویم به مرحلة بالاتر. مرحلة بالاتر چیست؟ که هم ارزش باشد هم دروغ نگوییم. هم ارزش‌ها حاکمیت داشته باشند، هم دروغ نگوییم.

خدا بگویم چی کار بکند یک مؤمن نمازخوانی که کارهای بد بد هم انجام بدهد، خب این خیلی بد است! این آبروی دین را می‌برد. ولی این بهتر از بی‌دینی است. آقا درست شد؟ این کلام من را یک بار دیگر ببین. وای بر احوال آدم متدیّنی که معصیت می‌کند، آبروی دین را می‌برد، حال مردم را از دین بهم می‌زند. ولی این بهتر از آدم بی‌دین است! چون این را یک وقت خدا دیدی گناه‌هایش را بخشید

حجت الاسلام پناهيان